برادران (داستان دو پسر)

بازی برادران حکایت خانواده ای است در دنیایی خیالی که تمام تلاششان حفظ همدیگر است و در این راه به خاطر یکدیگر حاضر هستند از جان نیز بگذرند. داستان دو پسر تراژدی غمناکی است که درد و رنج را تصویر می کند اما سیاه نمایی نیست، عزیزانی را از پدر و فرزند می گیرند اما ناامید کننده نیست. روح حاکم بر این بازی روحی متعالی است که حاکی از عشق و و روابط عاطفی و عاشقانه فرزندان و والدین است، جایی که در اول بازی پسر کوچک درد دل هایی را با مادر از دست داده خود می کند و بعد نگرانی هایی که از مریضی پدر خود دارند و در نهایت تصمیم دو برادر برای رسیدن به آب حیات که بتوانند پدر مریض خود را نجات دهند. در این بازی دو دست نماد دو برادر شده اند که با همکاری هم مسائل و مشکلات را پشت سر می گذارند و مراحل را طی می کنند.

یک دست صدا ندارد و کسی نمی تواند فقط با یک دست و با یک برادر مراحل را به پایان برساند. تحکیم و تکمیل روابط است که شما را به آب حیات می رساند و حتی در آخر بازی نیز استفاده از قابلیت های برادر بزرگتر که گویی روحش در برادر کوچکتر حلول کرده و حتی از دکمه های مشابه استفاده می کند، با همکاری هم فصل آخر را به پایان می رسانند.

این نگاه و روحیه از خود گذشتگی فرزندان برای زنده نگه داشتن پدر حاکی از روابط عاطفی عمیقی است که در کمتر بازی ای دیده شده است. در دنیایی که خرافه پرستی است و انسانهای با جثه بزرگ، در جنگ و خونریزی و کشت و کشتار هستند این برادران راه خود را پی می گیرند و حتی به غولهایی در اذهان بسیاری از افراد چهره های منفی دارند کمک می کنند. غولی همسر خود را دوست دارد و این همسر توسط غولی دیگر در بند آمده و یا جلوگیری از خودکشی یک فرد که خانواده خود را از دست داده است. تمام اتفاقات حول خانواده می چرخد. تمام تلاش شما برای رساندن خانواده ها به هم است و در این راه ابایی از قطع دست و پاهای غول های انسان نمایی که کشته شده اند ندارید. دستانی که جلوی را شما گرفته اند و مانع پیشرفت شما هستند.

برادران ساخته ذهن یک کارگردان لبنانی تبار سینما است که در جشنواره فجر سال ۸۹ جایزه دریافت کرده است و نگاه فیلم سازانه را در این بازی حفظ کرده است. داستان بازی به کمک شاهکار موسیقی به قدری به کمک کارگردان آمده است که ضعف های فنی آن از قبیل فرو رفتن آبجکت ها در هم و گیم پلی با مدت زمان کم و باگ های دیگر ( مخصوصا در مرحله ای که دو برادر با طناب به هم متصل شده اند)که از یک بازی در این سطح بعید به نظر می رسد را پوشانده است. فضاسازی های بسیار متنوع و زیبا و نورپردازی های خیره کننده که ناشی نگاه فیلم سازانه کارگردان است نیز جزئی از قوت این کار محسوب می شود.

بازی باز همراه کاراکترهای بازی حرکت می کند و موانع را به کمک دو برادر پشت سر می گذارد و گویی خود جزئی از داستان بازی شده است؛ با ناراحتی آنها ناراحت می شود و با خوشحالی شان خوشحال، با کودکی برادر کوچکتر کودکی می کند ، اذیت و آزارهایی را برای دیگران به وجود می آورد و با تدبیر برادر بزرگتر( نایا ) مشکلات را حل می کند و از اذیت و آزارهای برادر کوچک معذرت خواهی می کند و به دیگران کمک می کند و این شخصیت پردازیها را در طول بازی بطور متعدد می بینیم.

در آخر بازی برادر کوچک نیز بزرگ می شود و همان رفتارهای برادر نایا از او سر می زند. برادر کوچک حالادیگر بزرگ شده خودش می تواند از رودخانه عبور کند و مراحل را به پایان و آب حیات را به پدر برساند و تلاشهای این دو برادر به ثمر می رسد و پدر از مرگ نجات می یابد.

بازی برادران فقط بازی نیست داستان زندگی است داستان تحکیم روابط خانوادگی ، گذشت، کمک به خلق، و همکاری برای گذشتن از مشکلات. بازی ای که خشونت و روابط آزاد را ترویج نمی کند و آن را دستاویز فروش خود قرار نمی دهد و حتی از تنها جایی که به یک دختر ناآشنا اعتماد کرده اند ضربه می خورند و برادر بزرگ تر را از دست می دهند.

در انتها باید گفت که این بازی می تواند ساعات فراغت را به بهترین نحو و اثرگذارترین صورت پر کند و در عین حال لذتی را به انسان بدهد و هیجانی را ایجاد کند که بیهوده نیست و احساس تلف شدن وقت را به مخاطب نمی دهد و این فقدان نگاه مثبت را دنیای بازیهای رایانه ای تا حدی پر کند.

نویسنده: سید رحیم هاشمی

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید